نمی دونم چند سالش بود، ولی جوون بود. اسمش؟ نه اسمش رو هم نمی دونم. شاید حمید بود، مجید یا ...
ولی مطمئنا "بابک زنجانی" یا "خاوری" نبود.
نه دلار رو می شناخت، نه بوی نفت می داد، و نه از بیت المال نشانی می دونست!
خیلی قبل بود. شاید مال دوره پارینه سنگی که هنوز "بی.آر.تی" اختراع نشده بود!
خط اتوبوس "تهران نو به انقلاب" پاتوق هر روزه ام برای رفتن به سر کار بود. یعنی که هر روز می دیدمش.
همه راننده اتوبوسها می شناختنش. یه گونی پلاستیکی بزرگ دوشش بود، توی ایستگاه سوار می شد و تا ایستگاه بعدی به تبلیغ و فروش می پرداخت.
نه، دلار می فروخت، نه ...
دو تا اسکاچ و ابر ظرفشویی (از اونایی که آقایونی مثل من! خوب بلد بودن چه جوری باهاش ظرف بشورن. البته قبل از اختراع و کشف ماشین ظرفشویی) دستش می گرفت، اول وارد قسمت مردونه می شد و با لحنی زیبا و خنده رو می گفت:
"آقایونِ خونه دار و بچه دار ... از این اسکاچا بخرین. هم قیمتش خوبه و به صرفه است، هم خوب باهاش ظرفا تمیز میشن"
آقایون هم با لبخند و خوشی دست در جیب می بردن و چندتایی می خریدن.

سپس یاالله گویان وارد قسمت خواهران اتوبوس می شد. با همان لحن، چیزهای دیگری به طنز می گفت تا بلکه چندتایی اسکاچ هم به خانمها بفروشه.
هرچی گفت، خانمها فقط خندیدن و نگاش کردن. شاید تا اون روز اون قدر به چارلی چاپلین نخندیده بودن که به اون خندیدن!
نشد. حتی نتونست دل یکی از خانمها رو به رحم بیاره و یه اسکاچ صد تومنی بهشون بفروشه!
لحنش از طنز خارج شد و خیلی جدی رو به خانمها گفت:
"ببخشین خواهرای من، مادرای من، من با این کار شیکم چندنفر رو سیر می کنم. اگه برم موادمخدر بفروشم یا دزدی کنم خوبه؟ حالا که یه شغل حلال و آبرومندانه دارم، چرا کمکم نمی کنید؟"

و باز خانمها تبسم کردن و دست هیچکس در کیف نرفت که نرفت.
اتوبوس به ایستگاه رسیده بود و او طبق روال همیشه، پیاده می شد و با اتوبوسی که مسیر خلاف می رفت، به ایستگاه قبلی برمی گشت و داستان همان داستان قبلی.
رفت دم پله ها که پیاده بشه. نگاه خانمها خیلی براش سنگین اومد. درحالی که داشت پیاده می شد، رو کرد به اونا و گفت:
"ایشالله بچه تون اسکاچ فروش بشه تا درد منو بفهمید ..."
و رفت.

نمی دونم کدومیک از اون خانمها و آقایون، بچه شون اسکاچ فروش شد!
الله اعلم.
راستی، امروز باید پسرک اسکاچ فروش خیلی بزرگ شده باشه. بعید می دونم مغازه، سوپرمارکت یا حجره ای توی بازار زده باشه.
اگه شما (بخصوص آقایون خونه دار و بچه دار) در خطوط تندروی اتوبوسرانی پایتخت، خود اون، یا بچه هاش رو دیدین، حتما یه اسکاچ ازشون بخرین. هم قیمتش رو خوب میده، هم خوب ظرفارو پاک میکنه!